|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 20:29 توسط ღღعلی کریمیღღ |
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد؟؟؟؟؟ + نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 16:10 توسط ღღعلی کریمیღღ |
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 22:21 توسط ღღعلی کریمیღღ |
زندگی خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی. محسور کننده است حتی اگر فلج باشی. اما بی ارزش است اگر لحظه ای عاشق نباشی + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 22:20 توسط ღღعلی کریمیღღ |
نمیگم برای تو من بهترینم نمیگم که قدرت خدا رو دارم نمیگم که ستاره تو شبات میارم نمیگم که پلی از لاله ها می سازم نمیگم خدا تو رو به من سپرده من میگم تنها امید من تو هستی من میگم برای تو هر چی که دارم من میگم تا جون دارم برات می سازم من میگم غم اگه داری با تو هستم + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 22:10 توسط ღღعلی کریمیღღ |
براي هم يكي يكدونه باشيم بيا كه سايه بون بسازيم ازعشق ديگه همسايه نه همخونه باشيم + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 22:1 توسط ღღعلی کریمیღღ |
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:57 توسط ღღعلی کریمیღღ |
سر گرداني مرا ببيند چشمان بی فروغم نمي بیند ازشب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. به اندازه ي تمام ع ش ق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟ + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:55 توسط ღღعلی کریمیღღ |
من در این ظلمت شب ودر این کنج اتاق به تو می اندیشم به تو که پاک تر از خاطره ای + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:33 توسط ღღعلی کریمیღღ |
از ســوز محـبـت چـه خــبـر اهل هـوس را ایـن آتش عشق است نسوزد همه کـس را + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:31 توسط ღღعلی کریمیღღ |
زندگی یک آواز است ، آن را بخوان زندگی یک بازی است ، آن را بازی کن زندگی یک مبارزه است ، با آن مقابله کن زندگی یک رؤیا است ، به آن واقعیت ببخش زندگی یک فداکاری است ، آن را عرضه کن زندگی یک عشق است ، از آن لذت ببر ! + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:30 توسط ღღعلی کریمیღღ |
اولی برای بودنت دومی برای دیدنت سومی برای بوسیدنت و در اخر هر سه را خاموش کردم برای در اغوش گرفتنت + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 21:17 توسط ღღعلی کریمیღღ |
نمیپرسم چرا این شد سزایم اه ای خدایم بشنو صدایم گلویم مانده از فریاد و فریاد ندارد کز غم ،مرگ صدا را به بغض در نفس پیچیده سوگند به گل های به خون غلتیده سوگند خدایا حادثه در انتظار است به هر سو باد وحشی در گذار است به فکر قتل عام لاله ها باش که خواب گل به گل پا بوس خار است خدایم ای پناه لحظه هایم الهی در شب قبرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان مگردان الهی کیفرم را میپذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم کمک،تا کی با ناحق بسازم برای عشقو ازادی بمیرم + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 20:45 توسط ღღعلی کریمیღღ |
(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) اگر تو دنیا قرار بود جای چیزی باشم دوست داشتم جای اشک تو باشم که توی چشمات متولد شم روی پلکات جون بگیرم رو لبات بمیرم
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 11:59 توسط ღღعلی کریمیღღ |
(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) اگر برای دنیا تو یک نفر باشی برای من تو یک نفر تمام دنیایی آفتاب عشق تو جاودانه در آسمان دلم میتابد و با دیدن و شنیدن صدایت درخشانتر میشود + نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 11:52 توسط ღღعلی کریمیღღ |
(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) آي از آب وهواي بي عشق بادبان ناخدا را عشق است اهل بي مرزترين دريا باش آي، اهل همه جا را عشق است از غزل باختگان مي ترسم شعرهاي بي هوارا عشق است اي قشنگ سازها،آوازها روزهاي بي عزارا عشق است + نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 11:35 توسط ღღعلی کریمیღღ |
(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) نزار باور کنم تنهای تنهام نمیخوام با کسی غیر از تو باشم میخوام از خوابی که لحظه اش به ساله برای دیدن روی تو باشم اگه تو باشی و دنیا نباشه میشه با تو همه دنیا رو حس کرد همه دنیا بیاد و تو نباشی دلم دق میکنه با این همه درد تمام زندگیم و زیر رو کن که بی تو دلخوشی هام هم گناهه خودت باش و منو دیونگی هام فقط با تو دل من رو به راهه بزار باور کنم اینو که با عشق حقیقت میشه تو افسانه باشه میشه افسانه ها رو زندگی کرد اگه حق با من دیونه باشه + نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 11:28 توسط ღღعلی کریمیღღ |
(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) این چه عشقی است؟ چه عشقی است؟ که در دل دارم؟ من از این عشق از این عشق چه حاسل دارم ؟ (¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯) + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 13:23 توسط ღღعلی کریمیღღ |
f الو سلام الو)))) الو)))) ببین من دوست دارم اینقد سنگ دل نباش چرا هیچی نمیگی؟ الو)))) الو)))) الو)))) الو)))) m برو مزاهمم نشو دیگه نگیر سراغمو میخوام بزارم تو دلت تاب همیشه داغمو میرم ولی..خوب میدونم سخته واسه تو باورش میون ما هرچی که بود بدون رسید به اخرش + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 20:29 توسط ღღعلی کریمیღღ |
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو بد بهت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر اوار غورورش همه وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی..وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما..مجبور باشی بخندی تاهیچ کس نفهمه که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته و.اونوقت اروم زیر لب بگی.. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 19:49 توسط ღღعلی کریمیღღ |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:39 توسط ღღعلی کریمیღღ |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:32 توسط ღღعلی کریمیღღ |
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:20 توسط ღღعلی کریمیღღ |
دوست داشتن زیباست...
گر تو معشوق باشی عشق زیباست... گر تو عاشق باشی زندگی زیباست... گر با تو باشد به هرکه دوستی اظهار میکنم خوابیده دشمنی است که بیدار میکنم از بس در این زمانه کسی اهل راز نیست اظهار خویش به دیوار میکنم + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:19 توسط ღღعلی کریمیღღ |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 18:13 توسط ღღعلی کریمیღღ |
خط بکش..احساست رو خط خطی کن. با مداد زرد و ابی به تیرگی اسمون و عمق دریا به درخشش خورشیدطلوع روز فردا..... این همه احساس رنگی به شکل خطهای باریک و بلند و کج و مواج. زیبایی و زشتی درون تو به قشنگی همین خورشید است.. روح بلند تو با خطهای کوتاه به تصویر کشیده میشه به حرفاشون گوش کن.. حالا فکر کن ببین این خطها اصلا حرفی برای گفتن دارن؟ ببین اون خطهای ریز و درشت خالق خودشون رو می پرستن.. همه ی اونا زنده اند چون تو سر چشمه ی اونایی. + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 12:30 توسط ღღعلی کریمیღღ |
کاش آسمان میدانست درد من چیست کاش میدانست نیاز من چیست کاش میدانست به یک قطره باران نیز قانعم... کاش آسمان میدانست درد منی که همان کویر خشک و بی جانم چیست دلم مثل کویر از محبت و عشق خشک و بی جان است عاشقم ولی یک عاشق تنهایک عاشق بی کس! عاشقی که معشوقش در کنارش نیست.... کاش دریا میدانست کویر چیست! راز درون دریا رویایی است محال برای همان کویر تنها! دلم مثل کویر آرزوی دیدن دریا را دارد اما دریایی نیست تنها یک خواب است و بس! کاش باران میدانست معنی انتظار چیست... منی که همان کویر تشنه و بی جانم سالهاست که انتظار یک قطره باران را می کشم اما افسوس که این انتظار بیهوده است... و ای کاش آسمان میدانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست... + نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 13:2 توسط ღღعلی کریمیღღ |
زندگي با همه وسعت خويش محمل ساکت غم خوردن نيست حـاصلـش تن به قضـا دادن نيست اضطراب و هوس و ديدن و ناديدن نيست زندگـي کـوشش و راهـي شدن است زندگي جوشش و جاري شدن است از تمـاشـاگـه آغــاز حـيــات تا به آنجا که خـدا ميداند .... خيلي تلخه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يه شير شده ؛
ولي تلخ تر از اون اينه که ببيني يه شير اسير چشم هاي يه آهو شده مي دوني بهترين دوست تو کيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسي که اولين اشک تو را ببينه دوميش را پاک کنه سوميش را تبديل به خنده کند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود حال ميخواهم زندگيم را با رنگ سياه بنويسم با خط دل
بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شايد اينبار در اين جاده ي تاريک و سياه بتوانم تنها با نور عشق x زندگي کنم.... |